حرف های پراکنده GitHub
حرف های پراکنده Rss

حس بد تنهایی

نوشته شده توسط بیژن | در دسته روزنامه | نوشته شده در ۰۸-۰۹-۱۳۹۷

۱

پیشنویس: این پست ماله الان نیست. ماله یه زمانیه که به ذهنم یکم زیادی فشار اومده بود و در نتیجه بیچاره این چرندیات پایین رو تراوش کرده بود. مثل همیشه خیلی جدی نگیرید

تنهایی برا خیلی ها تعریف می شه که یه دافی ندارن شبا باهاش چت کنن. برا من ولی، تنهایی تعریف می شه اینکه هیشکی دور و برم نمی فهمه NF یک و نیم dB چقدر خفنه. اینکه هیشکی نیس که وقتی ۳ decade پهنای باند تو طراحیت می گیری بیاد بغلت کنه بگه لامصب تو Analog ام گذاشتی تو جیبت. اینکه وقتی برا mathing LNA ات یه اسکریپت پایتون می نویسی که اسمیت چارتو سه بعدی برات برای تمام جریان بایاس های مختلف می کشه بپره هوا بگه چطور تونستی خواهر مادر کامپیوتر رو با RF پیوند بدی.

سیستم کارمندی

نوشته شده توسط بیژن | در دسته روزنامه | نوشته شده در ۲۶-۰۸-۱۳۹۷

۲

یه کشور به عظمت ایران با ۸۰ ملیون نفر جمعیت یه سیستم پیچیدس که قطعا یه فنقله مثل من نمی تونه تحلیلش کنه. با این حال دوست دارم تجربه چند ماهم از روند کار و زندگی تو این کشور بی در و پیکر بنویسم. شما وقتی به عنوان یه برقی بدبخت درستون تموم می شه دو تا انتخاب دارید (غیر فرار – در دزدی و اختلاص و کار کردن تو رشته غیر مرتبط). یک پاشید برید کارمند شید. تو یه شرکت به صورت ساعتی یا full time استخدام شید. صبح برید سر کار – صبحونه بزنید – یه حدود ۵ دقیقه کار کنید – نهار – نماز – چرت بزنید – یه ۵ دقیقه دیگه کار کنید و وسایلتون رو جمع کنید برید خونه. ته ماه هم یه چندر غازی بهتون می دن که می تونین یه سگ دونی تو تهران اجاره کنید بعد ۳ سال یه پراید بتونین بخرید و بعد ۱۰ سال احتمالا خونه. زندگی کارمند جدای بدی هاش یه خوبی بزرگ داره. شما می دونین هر ماه مثلا ۴ تومن حقوق می گیرین حداقل و همین دونستنه حتی اگه حقوق هم کم باشه ارزش حقوقتونو خیلی می بره بالا! چرا؟ چون می تونین روش حساب کنید و برید کلی خودتون رو بندازین تو قرض و وام بگیرید. وام مسکن، وام ازدواج، وام ماشین، وام کارمند نمونه و وام صبحونه تو اداره و انواع وام ها دیگه. با توجه به اقتصاد عالی ایران هم شما می رید ۱۰۰ ملیون وام می گیرید یه زمین می خرید. در عرض ۵ سال ارزش پول یک دهم می شه و شما زمینتون می شه ۱ میلیارد و برگشت پولتون نهایتا ۱۷۰ ملیون! که در اینجا شما بدون هیچ کاری و حتی ایده ای کلی سرمایه کسب کردین.

گزینه دوم اینه که خر شید و فک کنید شما تافته جدا بافته اید و برید شرکت بزنید. نکته اول اینکه پول ۸۰ ملیون بشکه نفتی که ایران ماهانه صادر می کنه دست دولته. و با توجه به اینکه دولت یه درآمد بسیار بسیار بالایی داره براش هیچ اهمیتی نداره که مثلا BTS دو هزار دلاری رو شما با ۱۰۰۰ دلار می تونین داخل تولید کنید. اون ترجیح می ده همون ۲۰۰۰ دلار بخره و همون بیشتر از ۱۰ دقیقه تو روز بخودش فشار نیاره (سیستم کارمندی!!!). و نتیجه اینکه شما سرتون می خوره به سنگ و می فهمید چقدر اسکل بودین که نرفتین کارمند بشین.

اما چرا سیستم کارمند اینطوری شده؟ به یه دلیل ساده! چون شما بر حسب زمانی که حضور دارید پول می گیرید نه کاری که انجام می دین. یعنی اگه شما یه کاری که ۱۰ دقیقه طول می کشه رو تو ۱۰ دقیقه انجام بدین شرکت بهتون چقدر پول می ده؟ اگه با ساعتی ۳۰ تومن استخدام شده باشید شرکت یه ۵ تومنی (در حد اسنپ) می زاره کف دستتون و می گه برو کار بعدی. اما اگه همون کار رو ۱۳۰ ساعت لفت بدین شرکت بهتون ۴ ملیون تومن برا همون کار می ده. در حقیقت تو این سیستم شما دلیلی برای سریع تر کارکردن که ندارین هیچ برای دیرتر انجام دادن کار تشویق هم می شید (چون بیشتر پول می گیرین) و خب شمام آدم عاقل چرا باید بیشتر از ۱۰ دقیقه تو روز کار کنید

چه بخواید و چه نخواید این سرونشت افراد زیادی هست که الان به عنوان نیروی کار دارن جون می کنن. فرهنگی که تو کل کشور نهادینه شده و سال ها هم طول می کشه تا از بین بره. پس خواهشا انتظار محصولی فرا تر از پراید از این ملت نداشته باشید. دمشون گرم حتی که همینم تولید می کنن. خیلی مردن!

صرفا جهت گریه

نوشته شده توسط بیژن | در دسته روزنامه | نوشته شده در ۲۵-۰۶-۱۳۹۷

۰

ما ایرانی ها جقدر بدبختیم ها! اوج آمالمون اینه فرار کنیم بریم اونور از شر بدبختی های اینجا راحت شیم. می ریم اونور تازه می بینیم کلی داستان هم اونور داریم. از خونواده دوریم از شهر و دیارمون دوریم و هزار تا مشکل دیگه. تو همین فکرا بودم که فیلم Dunkirk از جنگ جهانی دوم رو دیدم. سختی های جنگ رو به نشون می داد. صحنات له شدن ملت، خفه شدن زیر آب و خوشحال شدن با دو زار غذا و … احساس کردم اون قدرا هم بدشانس نیستیم ها. درسته تو طول و عرض جغرافیایی یکم بدشانسی اوردیم ولی خدا رو شکر  غذا داریم سقف داریم مهم تر از همه له نمی شیم زندگیه دیگه مشکلات همیشه هست.

تازه ایران یه مزیت ویژه داره که هیچ جای دنیا نیست. می پرسید چی؟ بابا یکم دقت کنید می بینید دیگه…. تو ایران انقدر اتفاقای عجیب تو مملکت می افته که زندگی می شه پر تنوع، هیشکی افسرده نمی شه. برید ببینید الان آمریکایی ها چقدر بخاطر روزمرگی افسرده شدن  به پوچی رسیدن بدبختا! بجاش دولت تدبیر و امید، برای جلوگیری از این بحران خطرناک خودش بحران های مختلف رو توی دل ملت پمپاژ می کنه و حتی اجازه عادی شدن رو هم به زندگی نمی ده چه برسه به روزمرگی. می بینید چقدر مسیولین به فکر مان. چقدر صلاح ما رو می خوان حالا هی ناشکری کنید. واقعا جا داره خدا قوتی بگیم به روحانی و دوستان

RF بشین که دارم میام

نوشته شده توسط بیژن | در دسته مخابرات | نوشته شده در ۱۶-۰۶-۱۳۹۷

۲

خب کم کم داریم می رسیم به جاهای جذاب کار یعنی بخش RF! یعنی زیبایی محض یعنی قلب من….. اولین بردی هست که دارم ۵۰ اهم روش می زنم. بالاخره هر کی یه جایی باس شروع کنه دیگه ما هم با یه برد غول با ۶۵۰ قطعه تو ۱۱ در ۱۰ سانت میکس با کلی دیجیتال میجیتال و سویچینگ. خوشبختانه البته خیلی جای ترس نیس. خدا رو داریم. Allegro رو داریم و دکتر اقدم و کاظمی و استاد دولو پس خیلی جای ترس نیس. دکتر فخار می گف ۵۰ اهم مجبوری زیر لایه رو نازک بگیری 8mils رایجه ولی خیلی نازکه و استحکام نداره. رستافن توش یادمه برد های دولایشون رو پیچ می کردن به یه بدنه آلومینیومی و تمام. راه ساده تر و گرون ترش البته برد چهار لایس.

تو این پست می خوام تجربیاتی که سر رسیدن به امپدانس های مورد نیاز داشتم رو بنویسم و یکمم بحث کنم سره اینکه چه constraint هایی توی کار بخاطر محدودیت های ساخت و طراحی احتمالا به برد اعمال می شه.

Windows 7 Full Power

نوشته شده توسط بیژن | در دسته معرفی نرم افزار | نوشته شده در ۱۲-۰۶-۱۳۹۷

۰

سه ماه از سوییچ کردنم به ویندوز می گذره. خوب یا بد Allegro روی لینوکس کنده. HF اش نیست و خلاصه راهی وجود نداشت جز اینکه مهاجرت کنم به ویندوز. یه پست قبلا ها گذاشته بودم که می شه با نصب یه سری tools ها اوضاع رو بهتر کرد. نمی گم همشون ولی اکثرشون اون چیزی که فکر می کردم نبودن. این پست revise ای هست بر اون پست و معرفی ابزار های که ۳ ماه تستشون رو پس دادن. امیدوارم مفید باشه.